روابط و دلبستگی
چرا بعضی آدمها جذب افراد عاطفیِ دور میشوند؟

نوشته شده توسط
شقایق زارعی

۱۴۰۵/۰6/۱۳
چرا بعضی آدمها جذب افراد عاطفیِ دور میشوند؟ ممکن است کسی در چند رابطه مختلف با الگوی مشابهی روبهرو شود: هرچه بیشتر به دنبال صمیمیت، اطمینان و نزدیکی است، طرف مقابل بیشتر فاصله میگیرد؛ و گاهی همین فاصله باعث میشود درگیری ذهنی و میل به حفظ رابطه بیشتر شود. در شبکههای اجتماعی معمولاً توضیح سادهای برای این وضعیت ارائه میشود: «چون در کودکی محبت کافی نگرفتهای، جذب آدمهای سرد میشوی.» این جمله جذاب است، اما پژوهش علمی تصویر پیچیدهتری نشان میدهد. دلبستگی در بزرگسالی چیست؟ در پژوهشهای معاصر، دلبستگی بزرگسالان معمولاً بر اساس دو بُعد اصلی بررسی میشود: اضطراب دلبستگی و اجتناب دلبستگی. اضطراب دلبستگی بیشتر با نگرانی درباره طرد شدن، از دست دادن رابطه و نیاز بیشتر به اطمینان گرفتن از شریک همراه است. اجتناب دلبستگی بیشتر با ناراحتی از وابستگی و صمیمیت زیاد، تمایل به حفظ فاصله و اتکای کمتر به شریک ارتباط دارد. افراد میتوانند در هر کدام از این دو بُعد درجات متفاوتی داشته باشند؛ بنابراین بهتر است دلبستگی را یک الگوی نسبتاً پایدار اما تغییرپذیر در نظر بگیریم، نه یک برچسب ثابت و قطعی. تحقیقات چه میگویند؟ یکی از یافتههای نسبتاً پایدار در این حوزه، ارتباط ناایمنی دلبستگی با کیفیت پایینتر روابط عاطفی است. پژوهشها نشان دادهاند که هم اضطراب دلبستگی و هم اجتناب دلبستگی میتوانند با رضایت کمتر از رابطه ارتباط داشته باشند. این ویژگیها همچنین ممکن است بر نحوه دریافت حمایت، اعتماد، صمیمیت و واکنش افراد به فاصله عاطفی تأثیر بگذارند. با این حال، از این یافتهها نمیتوان نتیجه گرفت که افراد دارای اضطراب دلبستگی همیشه افراد سرد یا اجتنابی را انتخاب میکنند. بیشتر پژوهشهای موجود ارتباط میان ویژگیهای دلبستگی و تجربه رابطه را بررسی کردهاند، نه اینکه ثابت کنند یک سبک خاص مستقیماً باعث انتخاب یک نوع شریک میشود. چرا فاصله گرفتن یک نفر ممکن است احساسات را شدیدتر کند؟ وقتی رابطه برای فرد مهم است و دسترسی عاطفی شریک نامطمئن میشود، سیستم دلبستگی میتواند فعال شود. در فردی که اضطراب دلبستگی بیشتری دارد، نشانههایی مانند پاسخ دیرهنگام، کاهش تماس، ابهام در رابطه یا فاصله گرفتن شریک ممکن است توجه بیشتری را جلب کنند. فرد ممکن است بیشتر درباره رابطه فکر کند، به دنبال اطمینان بگردد یا برای بازگرداندن نزدیکی تلاش بیشتری کند. بنابراین شدت درگیری ذهنی همیشه معادل عشق عمیقتر نیست. گاهی بخشی از این شدت میتواند با اضطراب، عدم اطمینان و تلاش برای بازگرداندن احساس امنیت مرتبط باشد. در سوی دیگر، فردی که اجتناب دلبستگی بیشتری دارد ممکن است هنگام افزایش نیاز به نزدیکی، بیشتر فاصله بگیرد. در بعضی روابط، این وضعیت میتواند به چرخهای تبدیل شود که در آن یک نفر به دنبال نزدیکی بیشتر میرود و دیگری عقبتر میکشد. البته این چرخه یک تشخیص نیست و در همه روابط نیز رخ نمیدهد. آیا علت این الگو حتماً به دوران کودکی برمیگردد؟ تجربههای اولیه با مراقبان میتوانند در شکلگیری انتظارات مربوط به روابط نقش داشته باشند، اما روابط بزرگسالی محصول یک عامل واحد نیستند. ویژگیهای شخصیتی، تجربه روابط قبلی، رفتار شریک، کیفیت رابطه فعلی، فرهنگ، شرایط زندگی و میزان استرس نیز میتوانند بر احساس امنیت یا ناامنی در رابطه اثر بگذارند. به همین دلیل، جملههایی مانند «تو آدم سرد انتخاب میکنی چون در کودکی محبت کافی نگرفتی» بیش از حد سادهسازیشدهاند. چیزهایی که شبکههای اجتماعی معمولاً بیش از حد ساده میکنند «اگر فردی در دسترس باشد برایت جذاب نیست، پس تروما داری.» در حال حاضر شواهد علمی کافی برای چنین نتیجهگیری مستقیمی وجود ندارد. «افراد اضطرابی همیشه عاشق افراد اجتنابی میشوند.» این یک الگوی احتمالی است، نه یک قانون علمی. «شدت کشش یعنی رابطه عمیقتر است.» الزاماً نه. اضطراب، ابهام و عدم اطمینان نیز میتوانند شدت درگیری هیجانی را افزایش دهند. «سبک دلبستگی از کودکی تعیین میشود و دیگر تغییر نمیکند.» این دیدگاه نیز دقیق نیست. تجربههای بعدی زندگی و روابط میتوانند بر احساس امنیت در روابط اثر بگذارند. چند سؤال برای بررسی الگوی رابطه بهجای برچسب زدن به خودتان یا شریک عاطفی، میتوانید به الگوی رابطه توجه کنید: آیا وقتی طرف مقابلم فاصله میگیرد، اضطراب و نیاز من به اطمینان بیشتر میشود؟ آیا بیشتر انرژی من صرف فهمیدن احساس طرف مقابل میشود تا تجربه یک رابطه متقابل؟ آیا درخواست نزدیکی من معمولاً با فاصله گرفتن شریک روبهرو میشود؟ آیا این الگو در چند رابطه متفاوت تکرار شده است؟ آیا رابطه بیشتر برایم احساس امنیت ایجاد میکند یا انتظار، ابهام و نگرانی؟ پاسخ مثبت به این سؤالها به معنای داشتن یک اختلال روانشناختی نیست. این سؤالها فقط میتوانند به شناخت بهتر الگوهای رابطه کمک کنند. آنچه نسبتاً مطمئن میدانیم ناایمنی دلبستگی با رضایت کمتر از رابطه ارتباط دارد. اضطراب و اجتناب دلبستگی میتوانند بر نحوه واکنش افراد به نزدیکی، فاصله، حمایت و تعارض اثر بگذارند. تجربههای اولیه زندگی میتوانند در شکلگیری الگوهای رابطه نقش داشته باشند، اما تنها عامل تعیینکننده نیستند. آنچه هنوز قطعی نمیدانیم شواهد علمی کافی وجود ندارد که بگوییم افراد با یک سبک دلبستگی مشخص الزاماً به شکل ناخودآگاه شریک عاطفی سرد یا اجتنابی انتخاب میکنند. همچنین نمیتوان از تجربه یک رابطه دشوار نتیجه گرفت که علت آن حتماً یک تجربه خاص در کودکی یا یک «زخم دلبستگی» مشخص بوده است. آیا این الگو قابل تغییر است؟ دلبستگی را نباید ویژگی کاملاً ثابت و تغییرناپذیر در نظر گرفت. تجربه روابط امن، افزایش خودآگاهی و در برخی افراد رواندرمانی میتوانند به تغییر شیوه واکنش به نزدیکی، فاصله و تعارض کمک کنند. هدف درمان صرفاً این نیست که فرد برچسب «اضطرابی» یا «اجتنابی» دریافت کند. هدف این است که بفهمد هنگام تهدید شدن رابطه چه اتفاقی برای افکار، احساسات و رفتارهای او میافتد و چگونه میتواند پاسخهای انعطافپذیرتر و سالمتری ایجاد کند. جمعبندی گاهی سؤال مفیدتر این نیست که: «چرا همیشه جذب آدمهای سرد میشوم؟» بلکه این است: «وقتی طرف مقابلم نزدیک یا دور میشود، من چگونه واکنش نشان میدهم و این واکنش چه نقشی در ادامه رابطه دارد؟» پژوهشهای دلبستگی میتوانند چارچوب مفیدی برای فهم این الگوها فراهم کنند، اما توضیح روابط انسانی با یک سبک دلبستگی یا یک تجربه دوران کودکی، سادهتر از چیزی است که شواهد علمی اجازه میدهند. اگر احساس میکنید الگوهای مشابهی بارها در روابط شما تکرار میشوند، بررسی این الگوها در رواندرمانی میتواند به شناخت دقیقتر نیازها، واکنشهای هیجانی و انتخابهای رابطهای کمک کند. منابع علمی Candel OS, Turliuc MN. Insecure attachment and relationship satisfaction: A meta-analysis of actor and partner associations. Personality and Individual Differences. 2019;147:190–199. Bowlby J. Attachment and Loss. Basic Books. Mikulincer M, Shaver PR. Attachment in Adulthood: Structure, Dynamics, and Change. Guilford Press.

شقایق زارعی
روانشناس و رواندرمانگر


